گالیا حقپرست کارشناس میراثفرهنگی ادارهکل میراثفرهنگی، گردشگری و صنایعدستی استان بوشهر در یادداشتی نوشت: این روزها که بار دیگر سایه جنگ و ناامنی بر جنوب ایران سنگینی میکند، بازخوانی تاریخ مقاومت جنوب بیش از هر زمان دیگری ضرورت مییابد. رخدادهای امروز تنها یک بحران مقطعی نیستند، بلکه یادآور حقیقتی تاریخیاند؛ اینکه جنوب ایران، به سبب جایگاه ممتاز جغرافیایی خود، در طول سدهها همواره در معرض تهدید قدرتهای خارجی قرار داشته است. با این حال، آنچه از این تاریخ طولانی در حافظه جمعی ایرانیان باقی مانده، نه تصویر جنگ و ویرانی، بلکه میراثی ماندگار از ایستادگی، همبستگی و پاسداری از ایران است؛ میراثی که از کرانههای خوزستان تا سواحل بوشهر، جزایر هرمزگان و سواحل مکران امتداد یافته و در هر دوره با چهرهها و روایتهایی تازه استمرار پیدا کرده است.
جنوب ایران را نمیتوان صرفاً مجموعهای از استانهای ساحلی یا مرزی دانست. این سرزمین از دیرباز به دلیل قرار گرفتن در مجاورت خلیج فارس، تنگه هرمز و دریای عمان، یکی از مهمترین مناطق راهبردی ایران بوده است. این آبراهها نه تنها شاهراه ارتباطی شرق و غرب جهان و مسیر اصلی تجارت دریایی به شمار میرفتند، بلکه تسلط بر آنها به معنای برخورداری از نفوذ سیاسی و اقتصادی در بخش بزرگی از منطقه بود. از همین رو، قدرتهای گوناگون در دورههای مختلف تاریخی، از استعمارگران اروپا گرفته تا دولتهای استعماری قرون اخیر، همواره در پی گسترش نفوذ خود در این پهنه بودهاند. اما آنچه معادلات آنان را بر هم زد، تنها قدرت نظامی حکومتهای ایران نبود، بلکه حضور مردمانی بود که دفاع از سرزمین را وظیفهای تاریخی و برخاسته از هویت خود میدانستند. از همین رو، مقاومت در جنوب ایران از یک رخداد نظامی فراتر رفت و به بخشی از حافظه تاریخی و هویت این سرزمین تبدیل شد.
یکی از نخستین و درخشانترین جلوههای این میراث، آزادسازی جزیره هرمز در سال ۱۶۲۲ میلادی/ ۱۰۳۱ هجری است. بیش از یک قرن از حضور پرتغالیها در هرمز و تسلط آنان بر بخش مهمی از تجارت دریایی خلیج فارس میگذشت؛ حضوری که علاوه بر پیامدهای اقتصادی، اقتدار سیاسی ایران را نیز در آبهای جنوبی به چالش کشیده بود. در چنین شرایطی، شاه عباس صفوی مأموریت پایان دادن به این اشغال را به امامقلیخان، سردار نامدار خود، سپرد. امامقلیخان با بهرهگیری از توان نیروهای ایرانی و همراهی مردم منطقه، موفق شد یکی از مهمترین پایگاههای استعماری پرتغال را فتح کند و حاکمیت ایران را بر هرمز و بخش بزرگی از خلیج فارس بار دیگر تثبیت سازد. این پیروزی تنها یک موفقیت نظامی نبود؛ بلکه نقطه عطفی در بازگشت اقتدار ایران به آبهای جنوبی و اثبات این حقیقت بود که اراده ملت ایران میتواند سلطه قدرتهای بزرگ را نیز در هم بشکند.
این روحیه، در سدههای بعد نیز استمرار یافت. با گسترش نفوذ انگلستان در خلیج فارس و تلاش این کشور برای تسلط بر بنادر جنوبی، بار دیگر مردم این سرزمین در برابر قدرتی استعماری قرار گرفتند. بوشهر، به دلیل موقعیت راهبردی خود، به یکی از مهمترین میدانهای این رویارویی تبدیل شد. اوج این مقاومت در جریان جنگ جهانی اول و قیام رئیسعلی دلواری جلوهگر شد؛ جوانی که با وجود امکانات اندک، همراه با یاران خود در برابر نیروهای مجهز انگلیسی ایستاد و نشان داد که دفاع از استقلال ایران به تجهیزات وابسته نیست، بلکه بر ایمان، شجاعت و احساس مسئولیت نسبت به میهن استوار است. در کنار رئیسعلی، مبارزانی چون زائر خضرخان اهرمی، شیخ حسین چاهکوتاهی و غضنفرالسلطنه برازجانی نیز با رهبری نیروهای مردمی، یکی از درخشانترین صفحات مبارزه با استعمار را در تاریخ معاصر ایران رقم زدند؛ مبارزاتی که نشان داد مردم جنوب، استقلال ایران را ارزشی فراتر از منافع محلی میدانستند و برای پاسداری از آن از جان و مال خود دریغ نمیکردند.
چند دهه بعد، با آغاز جنگ تحمیلی در سال ۱۳۵۹، جنوب ایران بار دیگر در خط مقدم دفاع از کشور قرار گرفت. این بار خوزستان، سرزمین نخلها و رودهای بزرگ ایران، صحنه نبردی شد که سرنوشت تمامیت ارضی کشور را رقم میزد. مقاومت مردم خرمشهر، ایستادگی آبادان در حصر، نبردهای سوسنگرد و هویزه و سرانجام آزادسازی خرمشهر، تنها بخشی از حماسهای بود که ملت ایران برای حفظ سرزمین خود آفرید. در این نبردها، تنها نیروهای نظامی حضور نداشتند؛ مردم عادی، زنان، جوانان و داوطلبانی از سراسر کشور در کنار رزمندگان ایستادند و نشان دادند که دفاع از ایران مسئولیتی همگانی است. دفاع مقدس، اگرچه متعلق به دوران معاصر است، اما در امتداد همان سنت تاریخی قرار میگیرد که قرنها پیش در سواحل هرمز و بوشهر شکل گرفته بود و اکنون در دفاع از مرزهای میهن جلوهای دیگر یافته بود.
در امتداد همین سنت تاریخی، سیستان و بلوچستان نیز جایگاهی ممتاز در روایت مقاومت جنوب ایران دارد. این استان، که در همسایگی مرزهای شرقی و سواحل راهبردی مکران قرار گرفته، از دیرباز یکی از مهمترین مناطق کشور از منظر امنیتی و ژئوپلیتیکی بوده است. موقعیت ویژه این سرزمین، همواره آن را در معرض تهدیدها و ناامنیهای مرزی قرار داده، اما مردم آن در کنار نیروهای نظامی و مرزبانی، نقشی مؤثر در پاسداری از امنیت و حاکمیت ملی ایفا کردهاند. حضور رزمندگان این استان در سالهای دفاع مقدس و ایثار مرزبانان و مدافعان امنیت در دهههای اخیر، نشان میدهد که فرهنگ دفاع از ایران در جنوبشرق کشور همچنان زنده و پویاست و این بخش از سرزمین ایران نیز همچون دیگر مناطق جنوبی، سهمی ارزشمند در حفظ امنیت و آرامش کشور داشته است.
مرور این رخدادها نشان میدهد که مقاومت در جنوب ایران، با وجود تفاوتهای زمانی و مکانی، از ویژگیهای مشترکی برخوردار است. در همه این دورهها، مردم در کنار فرماندهان و نیروهای نظامی، نقشی تعیینکننده در دفاع از کشور بر عهده داشتهاند و حفاظت از سرزمین هرگز تنها وظیفه حکومتها نبوده است. صیادان و دریانوردان سواحل خلیج فارس، روستاییان و مبارزان تنگستان، مردم خرمشهر و آبادان و مرزنشینان مکران، هر یک در روزگار خود بخشی از مسئولیت پاسداری از ایران را بر دوش کشیدهاند. همین حضور گسترده مردمی، مقاومت را از یک رخداد صرفاً نظامی به سرمایهای اجتماعی و فرهنگی تبدیل کرده است که نسلهای مختلف آن را حفظ و منتقل کردهاند.
ویژگی مهم دیگر این تجربه تاریخی، ماهیت دفاعی آن است. مردم جنوب ایران هیچگاه برای کشورگشایی یا سلطه بر سرزمین دیگران نجنگیدند؛ آنچه آنان را به میدان نبرد کشاند، دفاع از خانه، هویت، امنیت و استقلال ایران بود. از همین رو، روایت مقاومت در این بخش از کشور، بیش از آنکه روایت جنگ باشد، روایت مسئولیتپذیری، همبستگی و وفاداری مردمانی است که در بزنگاههای تاریخی، منافع ملی را بر هر ملاحظه دیگری مقدم دانستهاند. شاید به همین دلیل است که نام بسیاری از این مبارزان، از امامقلیخان و رئیسعلی دلواری گرفته تا مدافعان خرمشهر و مرزبانان امروز، نه فقط در اسناد تاریخی، بلکه در حافظه جمعی ایرانیان نیز جایگاهی ماندگار یافته است.
امروز نیز، اگرچه ماهیت تهدیدها نسبت به گذشته دگرگون شده است، اما اهمیت جنوب ایران در معادلات امنیتی و راهبردی کشور همچنان پابرجاست. خلیج فارس، تنگه هرمز، دریای عمان و سواحل مکران همچنان از مهمترین مناطق ژئوپلیتیکی جهان به شمار میآیند و حفظ امنیت آنها، نقشی اساسی در ثبات و اقتدار ایران دارد. از این رو، پاسداری از این سرزمین تنها یک مسئولیت نظامی نیست، بلکه ادامه همان سنت تاریخی است که طی قرنها در فرهنگ مردم جنوب ریشه دوانده و آنان را در سختترین آزمونها به ایستادگی فراخوانده است.
از امامقلیخان تا رئیسعلی دلواری و یارانش؛ از مردم خوزستان تا مرزبانان و مدافعان امنیت سیستان و بلوچستان، همگی حلقههای زنجیرهای واحد را شکل میدهند؛ زنجیرهای که در آن، زمان و نامها تغییر میکنند، اما آرمان دفاع از ایران، استقلال و امنیت آن همچنان پایدار میماند. این همان میراث گرانبهایی است که جنوب ایران طی سدهها برای تاریخ این سرزمین به یادگار گذاشته است؛ میراثی که در رخدادهای معاصر، از جمله جنگهای دوازدهروزه و چهلروزه و دیگر عرصههای دفاع از تمامیت ارضی کشور، بار دیگر با ایثار جان، مال و هستی مردمان این دیار جلوهای عینی یافت و نشان داد که فرهنگ مقاومت در جنوب ایران نه یادگاری از گذشته، بلکه واقعیتی زنده و تداومیافته در حیات ملی ایران است.
انتهای پیام/

نظر شما